بازگشت

هدف زيد: امر به معروف و نهي از منكر


زماني كه زيد مي خواست قيام كند در هنگامي كه پرچم بالاي سرش به اهتزاز در آمد گفت: حمد خداي را كه دين مرا كامل گردانيد؛ به خداي سوگند كه از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم شرم مي داشتم كه فردا در حوض بر او وارد شوم، و در ميان امتش امر به معروف و نهي از منكر نكرده باشم. [1] .

فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر در رديف نخستين اهداف وي قرار داشته است.

زيد در اجراي واين فريضه به هيچ روي بيم و ترسي به خويش راه نمي داد، حتي در پر خطرترين صورت آن كه امر به معروف به سلطان جائر و قهار و ستمكار اموي باشد.

يك بار زيد نزد هشام بود در ضمن سخن به هشام گفت:

اتق الله يا هشام. فقال: او مثلك يأمرني بتقوي الله؟ فقال: نعم، انه ليس احد دون أن يأمربها، و لا أحد فوق يسمعها

اي هشام از خدا بپرهيز. هشام گفت: آيا كسي چون تو مرا به پرهيز از خدا امر مي كمند، زيد گفت: آري، همانا هيچ كس در امر به معروف استثناء نشده است. و هيچ كس نيست كه از شنيدن آن معاف باشد.



[ صفحه 189]



هر چند امر به معروف به سلطاني جائر همچون هشام، هر گونه خطري را به همراه دارد لكن زيد هيچ گونه ترسي ندارد. امر به معروف و نهي از منكر سر لوحه ي فعاليتها و كارهاي زيد بوده است.

در زماني كه زيد در كوفه مقدمات قيام را فراهم مي آورد ابوحمزه ي ثمالي او را ديدار كرد، ابوحمزه مي گويد: زيد را در كوفه در خانه ي معاوية بن اسحاق ديدم و بر وي سلام كردم سپس گفتم فدايت شوم!

ما اقدمك هذا البلد، قال: الامر بالمعروف و النهي عن المنكر

چه چيزي ترا بدين شهر آورد؟ زيد گفت: امر به معروف و نهي از منكر. [2] .


پاورقي

[1] عمدة الطالب / ص 246.

[2] بحارالأنوار.