بازگشت

شمه اي از آداب زندگي حضرت محمدباقر


از مدلول سطور زندگاني حضرت باقر عليه السلام چنين استفاده مي شود كه مردي ظريف و تميز و مؤدب و پاكيزه خصال و داراي مبادي و مؤدب آداب به ادب اسلامي بود.

علامه مجلسي از عبدالله بن عطا روايت مي كند كه به منزل حضرت ابوجعفر وارد شدم ديدم لباس هاي نو و منظم در گوشه اي و بساطها و نمطها و نازبالش ها ديدم كه در اطراف گذاشته شده عرض كردم اينها چيست؟ فرمود اين خانه منجد و مزين از زني است كه به تازگي ازدواج كرده ام و اين عطر و سرمه براي آن است كه خاطر وي راضي شود - خانه من همان حجره بي پرده و بي رنگ و زيور است.

روز ديگر كه به منزل سابقش رفتم ديدم كاسه چوبين در پيش نهاده و قل هو الله احد مي خواند و نان و زيتون و سركه خوراك او بوده مرا پيش خواند تا با هم غذا خورديم.

وقتي از طريق گوسفند قرباني سخن گفتند فرمود هر وقت پدرم علي بن الحسين قرباني مي كرد يك ثلث آن را به همسايگان و يك ثلث آن را به سائلين و ثلث ديگر را براي اهل و عيال اختصاص مي داد.

ابوعبيده مي گويد چون به حرم كعبه مي رسيد نعلين خود را دست مي گرفت و با خضوع و ادب قدم بر مي داشت.

حلبي از ابي عبدالله عليه السلام روايت مي كند كه آن حضرت خضاب مي كرد و لباس فاخر مي پوشيد و به حجره زنانش مي رفت چون از اين حال پرسيدند فرمود زنان را حقي است كه چون آنها براي مرد زينت مي كنند مرد هم بايد خود را براي آنها منظم و تميز گرداند.

محمد بن مسلم روايت مي كند كه امام جعفر عليه السلام علكي را مضغ مي نمود و آن يك نوع صمغي بود كه مي خائيدند مي فرمود چون هر گاه دندان ها سست شد با جويدن صمغ محكم مي شود و هر وقت دندانش عيب مي كرد با روپوش طلا اصلاح مي فرمود معاوية بن عمار مي گويد اكثر ابوجعفر را مي ديدم با حنا خضاب كرده و محاسن را اصلاح نموده و معطر و منظم بود.

حكم بن عتبه مي گويد ديدم حنا گرفته به ناخن مي گذارد مرا ديد فرمود يا حكم



[ صفحه 346]



چون نوره مي كشي ناخن را آسيب رساند و براي جبران بايد حنا به ناخن بست كه انگشتان را قوت دهد.

عبيدالله بن سليمان روايت مي كند كه ديدم شانه عاجي دارد و ريش خود را شانه مي زند.

عبيدالله بن بختري مي گويد امام پنجم كبوتراني داشت كه يك روز يكي از آنها شروع به خواندن كرد فرمود او را ذبح كنيد.

مجلسي در بحار مي نويسد كه چون به خدمه و غلامان خود كاري مي فرمود ناظر آنها مي شد تا اگر بر آنها سنگين است خود با او شركت در انجام آن بنمايد - و بسيار رعايت غلامان و كنيزان خود را مي كرد.

ابوعبيده مي گويد ملازم ركاب آن حضرت بودم كه با هر كس مصافحه مي كرد مي فرمود مؤمنين كه به هم مي رسند بايد مصافحه كنند كه با مصافحه كدورات دروني آنها محو گردد و گناهان آنها بريزد چنانچه برگ از درخت مي ريزد. [1] .

حضرت امام محمدباقر عليه السلام در صدقات و مواسات و بخشش و حلم و علم و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت مريض و رعايت ادب و آداب و سنن ديني كمال مراقبت و مواظبت را داشت.

در آداب زندگي بايد گفت امام محمدباقر عليه السلام اولين امامي بود كه با فراغت آداب و سنن دين را به مردم عملا آموخت و در مكتب تربيتي خويش مكارم اخلاق و سجاياي صفات را در زندگي به مردم تعليم كرد.



يا قبلة الخلايق يا محيي الرسول

پنجم امام بر حق و يا باقرالعلوم



ابراز دار علم لدني كه چون تو نيست

در حكمت و كلام و تفاسير و در نجوم




پاورقي

[1] بحارالانوار ص 11 - ناسخ التواريخ ص 52 ج اول حضرت باقر.